الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
219
الخصال ( فارسى )
خواهش نفس چهار پره دارد : ستمكارى . دست اندازى . شهوترانى . سركشى هر كس ستمكرد پرتگاه و گرفتارى او فراوان است . هر كس دست اندازى كرد از بديهاى آن آسوده نيست و دلش آرام نيست هر كس خويش را از شهوت بر كنار نداشته در لجن فروشد هر كس سركشى كرد بىمدرك و دليل گمراه شد . پرههاى سست انكارى سستى است و گول خوردن و پشت گوش انداختن و آرزو داشتن ، هر آنكه سستى كند دين حق را باز پس مىزند ، پشت گوش انداختن كار را پس مىاندازد تا مرگ فرا رسد . اگر آرزو نبود و پرده جلو ديده نميكشيد انسان وضعيت خود را مىدانست و اگر انسان وضعيت ناپسند هراس آور خود را بداند از هراس و ترس ميميرد ، پرههاى كينهتوزى كبر و فخر و طرفدارى و تعصب است . كسى كه كبر ورزيد پس رفت . كسى كه فخر كرد نابكار شد . كسى كه طرفدارى كرد اصرار بگناه ورزيد ، كسى كه تعصب كشيد جور كرد بد است بد كارى كه ميان كبر فروشى و پس رفتن و نابكارى و جور كردن است . پرههاى طمع چهار است شادى . سرمستى . لجبازى ، فزونطلبى . شادى پيش خدا بد است و سرمستى خود فروشى است و لجبازى گرفتارى است براى كسى كه دچار دامهاى گناه است و فزونطلبى بازى و سرگرمى و عوض كردن خير و نيكى است با آنچه پست است . اينست نفاق و ستونهاى آن و پرههاى آن . 67 - نجده خارجى بابن عباس نوشت و چهار چيز پرسيد - امام ششم فرمود نجده خارجى بابن عباس نوشت و از چهار چيز پرسش كرد آيا رسول خدا زنها را بجنگ ميبرد ؟ آيا بآنها چيزى از غنيمت بهره ميداد ؟ مصرف خمس چيست ؟ يتيم چه هنگامى بالغ مىشود و كودكى از وى ميرود ؟ و از كشتن كودكان كفار ؟ ابن عباس در جوابش نوشت اما در باره زنان رسول خدا آنها را بهرهمند ميكرد